X
تبلیغات
رایتل

روش نوین بازاریابی و پولدار شدن را ببینید- حتما کلیک کنید

#210

دختری 22 ساله هستم  ومجرد ایمانم خیلی برام اهمیت داره تا به حال دوست مذکری نداشتم. دچار عذاب وجدانم از وقتی که به سن بلوغ رسیدم خود ارضایی کردم  از داخل این کارو نکردم  خودارضاییم سطحی بوده ولی بعد از این کار خودمو مورد شماتت شدیدی قرار می دم این روند تا حدی زیاد شد که نا خواسته سمت هم جنسم کشیده شدم علاقم به دوستم واقعی بود ولی از شدت احساسات زیاد می خواستم باهاش س... داشته باشم اون خیلی جاها بهم کمک می کرد با کمک حرفاش به روان کاو مراجعه کردم فایده ی چندانی نداشت دیگه اونم دچار من شده بود حتی اگر می خواستم دستشو بگیرم بهش اون حس دست می داد سر این مسائل خیلی خودمو سرزنش می کنم شب و روزم گریه کردن شده وقتی به دکتر مراجعه کردم تشخیص داد که دچار افسردگی شدم با حرف ها و داروهاش یک مدتی خوب بودم من فکر می کنم افسردگیم از بی مشکلی نیست تا اینکه بین منو دوستم جنجال زیاد به پا شد اون خودشو کشید کنار و منو مقصر می دونه که اون نسبت به من این حسو پیدا کرد منو گناه کار می دونه جدا از این احساس حیوانی هر وقت به قلبم رجوع کردم دیدم که مثل خواهرم برام عزیزه دیگه منو دوس نداره من چه کار کنم خودم از کارم پشیمونم می خوام خودمو به درستی بهش ثابت کنم دیگه بهم اجازه ی دوستیو صمیمیت را نمی ده می خوام به خدا ثابت کنم که می تونم آدم شم ولی دیگه از من بریده دیگه نمی تونم خودمو بهش ثابت کنم دارم دق می کنم دارم می میرم کمکم کنید


ناامید نباشید. آنقدر به سراغ دوستتان بروید و صحبت کنید تا حضر شود دوستیش با شما را از سر بگیرد. ضمنا همه انسانها ازادند فکر کنند و تصمیم بگیرند پس نمی تواند شما را مقصر بداند اما بهرحال با اصرار زیاد می توانید او را راضی کنید. مطمئن باشید او هم دلتنگ شما می شود. این را بدانید که با اراده محکم می توانید بر هر مشکلی پیروز شوید. مشکلات شما را فقط خودتان می توانید حل کنید. فکر کنید، تصمیم بگیرید و اراده کنید.